کارگاه دستان گویا از خیلی جهات یک کارگاه منحصر به فرد است. اعضای این کارگاه تولیدی، که همگی ناشنوا یا کمشنوا هستند، تجارب بسیار متفاوتی داشتهاند؛ از تولید محصولات چرمی تا بستهبندی میوه خشک، تولید لامپ، عروسک و تشکیل گروه سرود. این کارگاه با هدف ایجاد اشتغال برای افراد ناشنوا راهاندازی شده و با وجود انگیزه خوب اعضا و ظرفیت انسانی قابل توجه، در حال حاضر با مشکلاتی در مسیر ادامه فعالیت روبهرو است. در روز سهشنبه ۲۶ خرداد ۱۴۰۵ بهدعوت خانم صادقیان، مسئول بنیاد کودک یاسوج، به این کارگاه که به مدیریت خواهر ایشان در یاسوج فعال است سر زدیم تا از نزدیک شاهد فعالیتهای آنها و شنیدن تجاربشان باشیم.
خانم فاطمه صادقیان، مدیر مجموعه، از سال ۱۳۸۱ از طریق فعالیت در مدرسه ناشنوایان و آموزش معرقکاری، با جامعه ناشنوایان در ارتباط بودهاند و در این سالها شناخت خوبی از شرایط، توانمندیها و نیازهای این افراد پیدا کردهاند. ایشان در تمام این سالها دغدغه اشتغال و استقلال مالی افراد ناشنوا را داشتهاند و بر اساس همین دغدغه و تجربه، در سال ۱۴۰۰ کارگاه دستان گویا با همت ایشان و استفاده از تسهیلات بنیاد برکت راهاندازی شد.
فعالیت اصلی کارگاه در ابتدا تولید محصولات چرمی بود؛ از جمله کمربند، جاکارتی، کیف پول، کیف دوشی زنانه، کیف پاسپورت و پکهای مدیریتی. این بخش در مقطعی به تولید و سفارش هم رسیده بود و حتی برای حدود ۱۵ نفر از افراد ناشنوا بیمه تأمین اجتماعی برقرار شد که اقدام ارزشمندی به شمار میآید.

در بازدید انجامشده، مهمترین نکتهای که به چشم میآمد، انگیزه و علاقه بالای افراد ناشنوا برای کار بود. فضای کارگاه نشان میداد که این مجموعه برای اعضای آن فقط محل کار نیست، بلکه جایی است که از طریق آن احساس مفید بودن، استقلال و حضور اجتماعی را تجربه میکنند. در میان افراد حاضر، زنان و مردان ناشنوایی حضور داشتند که با وجود مشکلات معیشتی و شرایط سخت زندگی، همچنان با علاقه در مجموعه فعالیت میکردند. حضور بانوان متأهل، مادران و حتی زنان باردار در کارگاه، نشان میداد که این فرصت شغلی برای آنها تا چه اندازه اهمیت دارد.
در حال حاضر فعالیتها در خانهای متعلق به خانم صادقیان انجام میشود. این موضوع نشان میدهد که مجموعه بیشتر بر پایه همت، دلسوزی و پیگیری شخصی مدیریت اداره شده تا بر اساس یک ساختار تثبیتشده و حرفهای.
بررسی روند فعالیت کارگاه نشان میدهد که مجموعه در این چند سال برای حفظ اشتغال افراد ناشنوا، چند مسیر مختلف را تجربه کرده است. اولین و اصلیترین فعالیت، تولید محصولات چرمی بود که در ابتدای کار با امید و استقبال همراه بود، اما به مرور به دلیل افزایش هزینه مواد اولیه، دشواری تأمین چرم، کمبود استادکار و نداشتن بازار فروش ثابت با رکود مواجه شد. در حال حاضر نیز بخشی از چرم، مواد اولیه و چرخ چرمدوزی بدون استفاده مانده و عملاً بخشی از سرمایه کارگاه راکد شده است.
بعد از آن، مجموعه به سمت فعالیتهایی مانند بستهبندی و فرآوری میوه خشک هم رفت تا کار متوقف نشود و اشتغال اعضا حفظ شود، اما این بخش نیز به دلیل نداشتن بازار مشخص، ناپایداری سفارشها و نبود برنامه فروش نتوانست به یک فعالیت ماندگار تبدیل شود. در حال حاضر نیز بخشی از کار مجموعه به عروسکسازی اختصاص پیدا کرده که این بخش هم با مشکلاتی مانند کمبود تجهیزات، نداشتن بازار فروش مشخص و وابستگی به سفارشهای موردی روبهرو است.

در مجموع، آنچه از وضعیت کارگاه مشخص است این است که مشکل مجموعه فقط کمبود منابع مالی نیست؛ بخش اصلی مسئله، نبود یک مسیر مشخص و برنامهریزی بلندمدت برای فعالیت کارگاه است. تغییر مداوم حوزه فعالیت باعث شده تمرکز مجموعه از بین برود و انرژی و منابع موجود در چند مسیر مختلف هزینه شود، بدون اینکه هیچکدام به ثبات لازم برسد.
موضوع دیگر، مقطعی بودن حمایتهاست. در سالهای گذشته حمایتهایی از این مجموعه انجام شده، اما این حمایتها عمدتاً کوتاهمدت بوده و به تثبیت کار کمک نکرده است. به همین دلیل، کارگاه بعد از هر دوره حمایت دوباره با رکود و بلاتکلیفی روبهرو شده است. همچنین به نظر میرسد مجموعه در زمینههایی مانند انتخاب حوزه مناسب برای تولید، برنامهریزی کسبوکار، بازاریابی، فروش و توسعه بازار، نیاز جدی به مشاوره تخصصی دارد.
در حال حاضر نیز قرار است خود مجموعه با بررسی شرایط بازار، ایده جدیدی برای فعالیت تولیدی ارائه دهد و ما منتظر ارائه این پیشنهاد از سوی خودشان هستیم تا بر اساس آن بتوان درباره ادامه مسیر تصمیمگیری دقیقتری انجام داد.
در کنار این موارد، نبود بازار فروش پایدار، ضعف در شبکه توزیع، محدودیت فضای کاری و راکد ماندن بخشی از سرمایه و تجهیزات، از دیگر مسائل مهم این کارگاه است.
در مجموع، کارگاه دستان گویا با نیت ارزشمند ایجاد اشتغال و کارآفرینی اجتماعی برای افراد ناشنوا شکل گرفته و از نظر نیروی انسانی و انگیزه اعضا ظرفیت خوبی دارد. آنچه در بازدید دیده شد این بود که افراد حاضر در مجموعه آمادگی و علاقه لازم برای کار را دارند، اما برای ادامه مسیر به برنامهریزی دقیقتر و حمایت مؤثرتر نیاز است. به نظر میرسد اگر قرار باشد کمکی به این مجموعه انجام شود، مؤثرترین حمایت، کمک به تدوین یک نقشه راه مشخص، تمرکز بر یک یا دو فعالیت اصلی، استفاده از مشاوره تخصصی و کمک به ایجاد بازار فروش پایدار باشد تا زمینه اشتغال مستمر و قابل اتکا برای افراد ناشنوا فراهم شود.
