درباره کارآفرینی در روستا؛ مینا تابش‌فر از تجربه‌های مدیریت کارگاه کیف بلوط می‌گوید

کارگاه کیف بلوط از طرح‌های کارآفرینی اجتماعی خیریه بارقه است که از سال 1402 با حمایت این خیریه و با هدف توان‌افزایی و درآمدزایی برای زنان روستایی راه‌اندازی شده است. این کارگاه که در روستای مشایخ استان کهگیلویه و بویراحمد راه‌اندازی شده، طی دو سال فعالیتش موفق به تولید قریب به ده هزار جامدادی و انواع کیف شده است.

با خانم مینا تابش‌فر که طی دو سال گذشته شاهد تلاش‌های مستمر ایشان برای به ثمر نشستن پروژه کارگاه کیف بلوط بودم، به گفت‌وگو نشستم تا تجربه دو سال مدیریت کارگاه کیف بلوط را با ما و افراد علاقه‌مند به کارآفرینی در مناطق محروم به اشتراک بگذارند.

۱. مهمترین چالش راه‌اندازی یک کارگاه تولیدی در یک منطقه روستایی کم‌برخوردار چه بوده؟

اولین چالش ورود به آن جامعه محلی است و توجیه آنها در رابطه با اینکه ما آمده‌ایم تغییرات مثبت ایجاد کنیم که قطعا بدون همراه داشتن یک نفر از جنس آن مردم میسر نخواهد بود.

دومین چالش کمبود یا نبود زیرساخت‌های اولیه است مثل راه‌های ارتباطی مناسب و اینترنت.

چالش بعدی مشکلات تأمین مواد اولیه و زنجیره تأمین است. با توجه به اینکه مهمترین فاکتور برای ورود به بازار، کیفیت مطلوب محصول است، تأمین مواد اولیه‌ی با کیفیت معمولا از مراکز تأمین کننده بزرگ صورت می‌گیرد که عمدتا در تهران قرار دارند. با توجه به بُعد مسافت، این امر مستلزم پرداخت هزینه بالای حمل و نقل خواهد بود و در نهایت قیمت تمام شده محصول را متاثر خواهد کرد.

چالش بعدی محدودیت بازار فروش، عدم دسترسی به بازارهای بزرگ و نیاز به ایجاد شبکه توزیع است. قبل از تولید، باید بازارهای فروش را پیدا کرد.

چالش بعدی، کمبود سرمایه در گردش و دسترسی به تسهیلات بانکی است که به لطف خیریه بارقه ما این چالش را نداشتیم.

یکی از چالش‌های مهم دیگر مسائل فرهنگی و مقاومت در برابر تغییرات جوامع کوچک و سنتی است. برای جلب اعتماد و همکاری جامعه محلی زمان و انرژی زیادی را باید گذاشت.

اما مهمترین و بزرگ‌ترین چالش به نظر من عدم وجود نیروی متخصص و کارآمد است. با وجود اشتیاق بالا، اغلب نیروهای محلی سابقه کار نیمه صنعتی منظم و وقت شناسی استاندارد را ندارند. آموزش پایه‌ای و تبدیل ذهنیت از کار روزمزدی به کارگاه تولیدی منظم نیازمند زمان و حوصله زیاد هست.

مطلب پیشنهادی:  برداشت گل همیشه بهار در طرح اشتغالزایی روستایی / فیلم

2. فرد یا موسسه‌ای که بخواهد کاری مشابه شما انجام بدهد (کمک به راه‌اندازی و توسعه کارگاه اقتصادی در منطقه کم‌برخوردار) برای شروع چه نکاتی را باید مد نظر داشته باشد؟

بر اساس تجربه ما، این چهار اصل راهگشا خواهد بود:

  • شناخت عمیق قبل از اقدام: هرگز با یک ایده از پیش تعیین‌شده وارد نشوید. حداقل چند ماه وقت بگذارید برای مطالعه میدانی، گفتگو با مردم، شناسایی ظرفیت‌های منطقه و مهارت‌های بومی، نیازهای واقعی و فرهنگ کاری منطقه.
  • از ابتدا تاکید بر “مشارکت” داشته باشید. از محلی‌های مورد اعتماد، همراه و همکار منطقه بخواهید در تصمیم‌گیری‌ها مشارکت کنند. این کار احساس تعلق و مسئولیت‌پذیری ایجاد می‌کند.
  • تعریف زنجیره ارزش از ابتدا: قبل از آموزش تولید، به منبع تامین مواد اولیه، کیفیت‌سنجی، بازار فروش و روش توزیع فکر کنید. بزرگترین خطر، تولید انبوه محصولی است که در انبار می‌ماند.
  • کوچک و آهسته شروع کنید: با یک گروه کوچک از مشتاق‌ترین افراد شروع کنید. یک نمونه محصول محدود ولی با کیفیت تولید کنید و بفروشید. بازخورد بگیرید و سپس توسعه دهید. این روش شکست‌پذیری پروژه را کم می‌کند.

3. حضور و همکاری افراد محلی چقدر اهمیت دارد؟ چطور می‌شود آنها را به همکاری دعوت کرد؟

من فکر می‌کنم اهمیت حضور و همکاری افراد محلی، خصوصا افراد تاثیرگذار محلی ۱۰۰٪ است. بدون حضور این افراد پروژه محکوم به شکست است. کارگاه شما یک سرمایه اجتماعی است، نه صرفا یک واحد صنعتی یا نیمه صنعتی. افراد محلی رمز موفقیت پروژه هستند به این دلیل که:

آنها بهترین شناخت را از فرهنگ، ظرفیت‌ها و محدودیت‌های محلی دارند.

در نهایت پایداری پروژه در گرو مدیریت توسط خود آنهاست…

پذیرش اجتماعی پروژه زمانی حاصل می‌شود که چهره‌های شناخته شده و مورد اعتماد جامعه در آن حضور داشته باشند.

در خصوص روش دعوت به همکاری:

سعی کنیم از دروازه‌های اعتماد وارد شویم: از مدارس، شورای روستا و ریش‌سفیدان شروع کنیم. طرح را برای آن‌ها توضیح بدهیم و از آنها برای شناسایی و دعوت از افراد مستعد کمک بخواهیم.

شفاف باشیم و صادق: در جلسات عمومی، به وضوح در مورد مزایا (درآمد، مهارت‌آموزی)، تعهدات (ساعات کاری، کیفیت) و حتی ریسک‌های احتمالی صحبت کنیم. وعده‌های غیرواقعی ندهیم.

سعی کنیم آموزش رایگان باشد و به صورت ملموس نتیجه نهایی را به نمایش بگذاریم.

ایجاد حس مالکیت: از ایده‌های آنها برای طراحی یا بهبود فرآیند استقبال کنیم. حتی می‌توانیم از خود آنها برای انتخاب اسم برند محصول نظرخواهی کنیم. مثلا برای انتخاب اسم کارگاه تولیدی ما با رایزنی محلی‌های مورد اعتماد نهایتا اسم زیبای بلوط را انتخاب کردیم چرا که کارگاه در روستایی لابه لای درختان تنومند بلوط واقع شده است.

مطلب پیشنهادی:  کارآفرینی اجتماعی چیست؟ معرفی نمونه‌های موفق در جهان

4. معمولا طرح‌های کارآفرینی مشابه پس از مدتی فعالیت از کار می‌افتند. مثلا یک خیریه یا موسسه یک کارگاه در روستایی تأسیس می‌کند اما پس از مدتی آن کارگاه به مکانی متروکه تبدیل می‌شود. به نظرتان دلیلش چیست و چگونه یک کارگاه اقتصادی در منطقه‌ای دورافتاده می‌تواند دوام بیاورد و به کارش ادامه دهد؟

عدم پایداری طرح های اقتصادی در مناطق روستایی متأثر از چند عامل هست:

  • نبود مطالعه و نیازسنجی واقعی: بسیاری از این طرح‌ها بر اساس ایده‌های از پیش تعیین شده یا کپی‌برداری از جاهای دیگر، بدون مطالعه بازار، زنجیره تامین و فروش و بررسی پتانسیل واقعی منطقه راه‌اندازی می‌شوند. ممکن هست برای آن محصول تقاضای پایداری وجود نداشته باشد.
  • مشارکت ندادن جامعه محلی: اگر طرح برخاسته از نیاز و خواست جامعه محلی نباشد احساس تعلق و مالکیت ایجاد نمی‌کند، بنابراین با پایان حمایت اولیه، انگیزه‌ای برای ادامه نخواهد ماند.
  • ضعف در مدیریت و آموزش: برای راه اندازی طرح های اقتصادی در ابتدا معمولاً بر سخت‌افزار (ساختمان، ماشین‌آلات) تاکید می‌شود، اما مهمتر آموزش و پرورش نیروی انسانی کارآمد هست. مدیریت ضعیف مالی، بازاریابی و فروش به سرعت طرح را به ورشکستگی می‌کشاند.
  • مشکلات زیرساختی و زنجیره تامین: مناطق دورافتاده اغلب با مشکلات دسترسی به مواد اولیه، اینترنت و راه‌های ارتباطی مواجهند. هزینه حمل‌ونقل بالا باعث بالا رفتن قیمت تمام شده محصول می‌شود و در نهایت رقابت با محصولات شهری را سخت می‌کند.
  • نبود دسترسی به بازار و شبکه فروش: بزرگترین مشکل اغلب فروش است. حتی اگر محصول با کیفیتی تولید بشود، بدون کانال توزیع، بازاریابی و ارتباط با بازارهای بزرگتر، در انبار خواهد ماند.
  • بی توجهی به فرهنگ و بافت اجتماعی: طرح‌ها باید با فرهنگ کار، مهارت‌های سنتی و ساختار اجتماعی منطقه سازگار باشد. وارد کردن یک مدل کاملا بیگانه شانس موفقیت را قطعا پایین می‌آورد.

راهکارها برای ایجاد یک کارگاه پایدار در مناطق دورافتاده:

مشارکت واقعی جامعه محلی در مالکیت و تصمیم‌گیری، آموزش مدیریت، مالیات و بازاریابی به تیم محلی، تمرکز بر فروش و دسترسی به بازار از ابتدا (استفاده از پلتفرم‌های آنلاین بسیار کمک کننده خواهد بود)، استفاده از مزیت‌های منحصربه‌فرد منطقه و شروع با مقیاس کوچک، تبدیل طرح از حالت خیریه به کسب‌وکار اجتماعی سودآور در پایدار نگه داشتن یک طرح اقتصادی موثر خواهند بود.

در نهایت، فکر می‌کنم کلید موفقیت، عبور از نگاه خیریه‌محور و حمایت موقت به سمت ایجاد یک کسب‌وکار اجتماعی پایدار و سودآور است. طرحی که در آن جامعه محلی مالک، مدیر و بهره‌بردار اصلی باشد، بر بازار و فروش متمرکز باشد و توانمندی‌های درونی منطقه را پرورش بدهد، نه تنها از کار نمی‌افتد بلکه به موتور محرکه توسعه همان منطقه تبدیل خواهد شد.

به بیان ساده، یک کارگاه پایدار، بیشتر از آنکه به ساختمان و ماشین‌آلات وابسته باشد، به انسان‌های توانمند، یک شبکه فروش مطمئن و یک مدل درآمدی واقع‌بینانه وابسته است.

مطلب پیشنهادی:  تکمیل اولین سفارش پروژه کارآفرینی کارگاه خیاطی بلوط سرفاریاب / فیلم

خیلی ممنونم از وقتی که گذاشتید.

پاسخ دهید

آدرس ایمیل شما جایی منتشر نخواهد شد:) |