مفهوم کمک کردن در روانشناسی اجتماعی عبارت از این است که یک فرد بهصورت داوطلبانه و بدون در نظر گرفتن این که آیا پاداشی در انتظارش است یا نه به دیگران یاری میرساند. نظریههای مختلفی «روانشناسی کمک» را توضیح دادهاند—این که آیا این امر درونی است، یا خودانگیخته، یا تحت تأثیر متغیرهای دیگر.
چرا کمک میکنیم؟
دلایل درونی

نظریه تکامل
افراد ممکن است به علت افزایش شانس بقاء خود کارهایی انجام دهند. یک نمونه از این رفتارها را میتوان در خانوادهی آن دسته از شکارچیانی دید که به یکدیگر کمک میکنند—آنهایی که منابع و غذای خود را با یکدیگر به اشتراک میگذارند در مقایسه با خانوادههایی که این کار را نمیکنند شانس بقاء بیشتری دارند.

قاعده متقابل
بر طبق این ایده یک فرد به این دلیل کمک میکند که انتظار دارد متقابلاً کمک شود. علاوه بر این، همچنین فردی که قبلاً به او کمک شده، احساس دین میکند و تمایل دارد به کسانی که به او کمک کردهاند متقابلاً کمک کند. [از نظر اعتقادی، مصداق پذیرش معنوی چنین قاعدهای را شاید بتوان در این بیت سعدی یافت: تو نیکی میکن و در دجله انداز که ایزد در بیابانت دهد باز.]

انگیختگی: نظریه هزینه-فایده
بر اساس این نظریه، حضور در یک موقعیت اضطراری احساسات تماشاگران را برمیانگیزد. این احساس انگیختگی ممکن است از جنس ترس، اضطراب یا همدردی باشد. وقتی به یک فرد چنین احساسی دست میدهد، او در وضعیت ناراحتی قرار میگیرد و با کمک کردن در آن موقعیت در واقع سعی دارد این احساسات را تسکین دهد. هر چه این نیاز بیشتر باشد، احتمال تمایل فرد به کمکرسانی افزایش مییابد.

دلایل بیرونی
نظریه همدلی-نوعدوستی
نوعدوستی ایدهای است که کمک کردن بدون چشمداشت به دیگران را توضیح میدهد. از سوی دیگر، همدلی یا همذاتپنداری بهمعنای قابلیت یک فرد در قرار دادن خود بهجای دیگران برای درک احساس آنهاست. این نظریه دو ایدهی همدلی و نوعدوستی را با هم یککاسه میکند—وقتی فردی احساس همدلی نسبت به دیگری داشته باشد، نیاز به کمکرسانی به دیگران و تسکین دردشان را در خود حس میکند.
این نظریه حول ایدهی «دغدغهی ناشی از همدلی» میگردد، که عبارت است از عواطف احساسشدهای که با دیدن یک نیازمند به فرد دست میدهد. اولویت آن فرد اکنون بهجای تمرکز بر نیازهای خودش حول نیازهای دیگری و تسکین آنها میگردد.

مسئولیت اجتماعی
مسئولیت اجتماعی احساس تعهد و وظیفه به انجام کاری است که فرد برای سود رساندن به کل جامعه انجام میدهد. از این نظر، فرد احساس الزام و وظیفه برای حفظ تعادل در محیطش خواهد داشت. ممکن است این کار بهشکل فعالانه انجام شود، بهعنوان مثال با کمک کردن به یک موسسه خیریه، یا بهشکل منفعل، مثلاً با آسیب نرساندن به دیگران.
چرا کمک نمیکنیم؟
شاید برای شما هم سوال باشد که چرا با وجود اظهار تمایل و علاقهی خیلی از افراد به کمک به دیگران، در بسیاری از موقعیتها اقدام به کمک صورت نمیگیرد. دلیل کمک نکردن آنها چیست؟ چنین پدیدهای میتواند دلایل مختلفی داشته باشد که در ادامه بهطور خلاصه به برخی از مهمترین آنها میپردازیم.

اثر تماشاگری
طبق این نظریه حضور تماشاگران دیگر در کنار فرد احتمال این که آن فرد به دیگری کمک کند را کاهش میدهد. هر چه تماشاگران بیشتری آنجا باشند، احتمال اقدام به کمک آن فرد کمتر میشود. همچنین، حضور تماشاگرانی که کمک نمیکنند میتواند باعث ایجاد این گمان در فرد شود که آن فرد نیازی به کمک ندارد.

ابهام
این مؤلفه به میزان درک فرد از شدت و جدی بودن نیاز مرتبط است. افراد در موقعیتهای با ابهام بالا در مورد کمک کردن مردد میشوند. این مسأله خصوصاً با نظر به لزوم آشکار نکردن هویت ممدجویان چالش بیشتری برای موسسات نیکوکاری و خیرین ایجاد میکند.

گروهزدگی
گروه زدگی یکی دیگر از دلایل کمک نکردن به دیگران است. این مؤلفه باعث میشود که افراد بر اساس آشنایی با فرد نیازمند و تعلق او به یک گروه خاص کمک کنند و از کمک کردن به گروههای دیگر بپرهیزند.

ریزش مسئولیت
بر اساس نظریه ریزش مسئولیت (Diffusion of responsibility) فرد گمان میکند که دیگران صلاحیت، توان یا مسئولیت بیشتری برای کمکرسانی دارند، بنابراین از کمک اجتناب میکند. چنین تأثیری منجر به ایجاد «اثر تماشاگری» میشود.
همچنین ببینید: به کدام خیریه کمک کنیم؟ معرفی جامع خیریه های معتبر
منبع